1- دانشکدۀ حفاظت آثار فرهنگی، دانشگاه هنر اسلامی تبریز، تبریز، ایران
2- گروه باستانشناسی، دانشکدۀ حفاظت و مرمت، دانشگاه هنر اصفهان، اصفهان، ایران
3- گروه باستانشناسی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه تهران، تهران، ایران ، aliyaria@ut.ac.ir
4- گروه مرمت آثارتاریخی، دانشکدۀ حفاظت و مرمت، دانشگاه هنر اصفهان، اصفهان، ایران
چکیده: (17 مشاهده)
تحولات و گسستهای فرهنگی از مهمترین مسائل در مطالعات باستانشناسی به شمار میروند. پیشرفتها و تغییرات رخداده در صنعت سفالگری فلات مرکزی ایران، بهویژه در دشت قزوین، ابهاماتی را در تحلیل، بررسی و گاهنگاری این منطقه ایجاد کرده است. بر این اساس، مسئله اصلی پژوهش حاضر، تبیین خاستگاه سفالهای «آلویی» و «خاکستری» در تپه قبرستان است. در این راستا، این فرضیه مطرح میشود که متروک شدن محوطههای دوره سیلک II (۵۲۰۰-۴۷۰۰ ق.م) و شکلگیری استقرارهای جدید در آغاز دوره سیلک III 1-3 (۴۷۰۰ تا ۴۰۰۰ ق.م) با عنوان «فرهنگ سفال آلویی» و در دورهای دیگر، در سیلک III 6 (۳۷۰۰ ق.م) با عنوان «فرهنگ سفال خاکستری»، تحت تأثیر عناصر غیربومی بوده است. هدف این پژوهش، مطالعه گسست فرهنگی ایجادشده در توالی لایهنگاری تپه قبرستان است؛ به همین منظور، فناوری و تکنیک ساخت این سفالها با روشهای مستندنگاری و گونهشناسی بررسی میشود. همچنین برای ارزیابی بومی یا غیربومی بودن نمونهها، ساختار آنها از طریق مطالعات پتروگرافی و آنالیز فلورسانس اشعه ایکس (XRF) و تطبیق آنها با میزان همگنی عناصر خاک و ویژگیهای زمینشناسی منطقه سنجیده خواهد شد.در نهایت، برای شناسایی خاستگاه، میزان و نحوه پراکنش فرهنگهای سفال آلویی و خاکستری، مناطق همجوار نیز مورد مطالعه قرار خواهند گرفت. یافتههای پژوهش نشان میدهد که سفالهای مورد مطالعه، بومیِ تپه قبرستان هستند و تغییرات ایجاد شده در این فرهنگهای سفالی، حاصل تعاملات فرهنگی با مناطق همجوار بوده است.
شمارهی مقاله: 4
یاداداشت علمی:
پژوهشي |
موضوع مقاله:
باستان سنجی دریافت: 1405/2/27 | پذیرش: 1404/4/5 | انتشار: 1405/4/9 | انتشار الکترونیک: 1405/4/9